قهرمان ميرزا عين السلطنه

7662

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اعتضاد السلطنه ( [ پدر عروس ] اعتضاد السلطنه صاحب مشاغل بزرگ و يكى از علماى بزرگ عهد بود . از مصنفات او و تأليفات او درجهء كمالش به ثبوت مىرسد . پدر من ملاير بود كه اعتضاد السلطنه در 10 محرم 1299 مرحوم شد . چون بر ضد شيخيه كتابها نوشته بود « 1 » جماعت شيخيه عهد نموده بودند روز فوت او را عيد و جشن قرار بدهند . در روز عاشورا مرحوم شد . حسرت اين جشن تا ابد برايشان باقى ماند . حكومت همدان در 1300 همدان حاكم شد . من و آقاى عماد السلطنه را همراه برد . در آن عهد مدرسه نبود . فقط مدرسهء دار الفنون بود كه بدنام بود و امثال ما را آنجا نمىگذاشتند . پسرها مىبايست در خانه نزد آخوندهاى بيسواد تحصيل علم كنند و نزد پدرها علوم نوكرى و خدمت دولت [ بياموزند ] . فراموش شد بنويسم كه در سنهء 1290 شاه به اروپا رفت و پدر مرا همراه برد . چون فرانسه مىدانست و از علومات جديد بهره‌مند بود و يگانه برادر شاه [ بود ] سلاطين اروپا خيلى به او اعزاز كرده نشانهاى عالى دادند . سفر مسكو در سفر همدان به من بسيار تلخ گذشت . هميشه مريض بودم . پدرم از همدان احضار طهران و مأمور فوق العادهء تاجگذارى امپراطور الكساندر سيم شد . به مسكو رفت نشان سنت الكسندر نويسكى را به وى دادند . بعد وزير عدليه شد . سپس حكومتهاى ديگر [ يافت ] و آخرين شغل او رياست شوراى كل مملكتى بود در عهد محمد على شاه . پس از عزل او ديگر شغلى اختيار نكرد . نزد اين شاه « 2 » هم تا مرد نرفت . مرض نقرس بسيار اسباب زحمت او شده بود . انگشتان دست و پا متورم [ بود ] و متصل مىبايست به توسط دكتر شكافته [ شود و ] آهك آن را بيرون بياورند . در چند سال آخر كه به كلى زمين‌گير شده بود . فقط موقع رفتن شمران به زحمت او را تا دم درشكه يا اتومبيل مىبردند و مراجعت از شمران به همان نحو .

--> ( 1 ) - شيخيه نيست بابيهاست . اين كتاب دربارهء باب و به نام « فتنهء باب » است ( چاپ دكتر عبد الحسين نوالى ) و اين عهد را بابيها بسته بودند . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - مراد رضا شاه است . ( مسعود سالور )